تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

تبلیغات


یادت می آید؟

    سال ها بود تو را می کردم

    همه شب تا به سحرگاه دعا 

    یاد داری که به من می دادی 

     

    درس آزادگی و مهر و وفا

     

    همه کردند چرا ما نکنیم

    وصف روی گل زیبای تو را 

     

    تا ته دسته فرو خواهم کرد

    خنجر خود به گلوگاه نگاه

     

    تو اگر خم نشوی تو نرود 

    قد رعنای تو از این درگاه

     

     

     

    مادرت خوان کرم بود و بداد از پس و پیش

     

    به یتیمان زر و مال و به فقیران بز و میش

     

     

     

    یاد داری که تو را شب به سحر می‌کردم

     

    صد دعا از دل مجروح پریشان احوال

     

     

     

    وه که بر پشت تو افتادن و جنبش چه خوشست

     

    کاکل مشک فشان با وزش باد شمال

     

     

     

    عوفی خسته اگر بر تو نهد منع مکن

     

    نام عاشق کشی و شیوه آشوب احوال 


    این مطلب تا کنون بار بازدید شده است.
    ارسال شده در تاریخ پنجشنبه 11 دي 1348 [ گزارش پست ]
    منبع
    برچسب ها : ,
    یادت می آید؟

تبلیغات


    Ads1

پربازدیدترین مطالب

آمار امروز یکشنبه 29 مرداد 1396

تبلیغات

پارس ایرانیک جهت سفارش تبلیغات با ایمیل زیر در ارتباط باشید
mohsen_msl@yahoo.com

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر